تنگــ هر غــروب بارانی

تنگــ هر غــروب بارانی

دلــِ منــ

خسته از کوچــه های دلتنگـــی ...

خیسِ یاد تـــو ...

به خانه بر می گــردد ...

به خانــه ،

پیش عطــــر تـــو ...

و انتظــار همیشگی منــ ...

حتا یک نفر در این دنیا

حتا یک نفر در این دنیا

شبیه تو نیست

نه در نفس کشیدن

نه در نفس نفس زدن

و نه از قشنگی نفس مرا بند آوردن

می‌بینی؟

پروردگار عالم

وقتی تو را می‌آفرید

هرچه عطر نارنج داشت

ریخت توی تن تو

بخشید به موهات

و تو تنهای بی‌همتای من شدی...

دلم پر است


دلم پر است! پر، پر، پر ...


آنقدر که گاهی اضافه اش از گوشه چشمانم میچکد

ایـن دنیـــا جاییست كه


ایـن دنیـــا جاییست كه


وقتی زانـوهایتــ را ازشـدتــ تنـهای بغــل گرفتــه ایے


بـه جـای همـدردی ، برایــتــ پــول خــرد می اندازنــد !!!

چند ورق مِه ،


چند ورق مِه ،
می‌پیچم لای روزنامه
و به پست‌خانه می‌روم

می‌خواهم این وقت صبح را
به نشانی‌ات پست کنم

نفس نفس زدن آسمان را
که پایین آمده تا روی صورت زمین

برای تو که فکر می‌کنی
فاصله‌ها را نمی‌توان برداشت

من بلد نیستم


من بلد نیستم دوستت نداشته باشم
بلد نیستم حرف دلم را نگویم
حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی می خواهمت
بلد نیستم نخندم وقتی باتوم
حتی اخم کنم وقتی ناراحتم
من هیچ کار مهمی را بلد نیستم جز دوست داشتن تو

حــالـــم خـــوب نـیـست


حــالـــم خـــوب نـیـست

دروغ مـی گــویــم کــه خــوبــم

بـــاور نـکنیـــد

فـقط ادای کـــوه بـــودن را در مــی آورم

امـــــــــا !

پـــُــــــر از تــــرَکـــــم

هــــر لحـظـــه امـکـــان دارد

فــــرو بــریـــــزم ...
حــالـــم خـــوب نـیـست

دروغ مـی گــویــم کــه خــوبــم

بـــاور نـکنیـــد

فـقط ادای کـــوه بـــودن را در مــی آورم

امـــــــــا !

پـــُــــــر از تــــرَکـــــم

هــــر لحـظـــه امـکـــان دارد

فــــرو بــریـــــزم ...

ساز گیتار و دود سیگار


ساز گیتار و دود سیگار
قلب زخمخورده و روح بیمار
شیشۀ ابسولوت نیمخورده
با منی که مُهر مرگ بر او خورده
ساکت و سرد مثل قاب عکس ، رو دیوار
بدون نگاهی بر من ، سالهاست مُرده ام انگار
ساز گیتار و دود سیگار
قلب زخمخورده و روح بیمار
شیشۀ ابسولوت نیمخورده
با منی که مُهر مرگ بر او خورده
ساکت و سرد مثل قاب عکس ، رو دیوار
بدون نگاهی بر من ، سالهاست مُرده ام انگار

دلـــــــــــــــم تنگهــــــــــــــ....


دلـــــــــــــــم تنگهــــــــــــــ....
وقتی نمیدونی تو دلت چی میگذره !

وقتی نمیدونی از این دنیای لعنتی چی میخوای!

وقتی قبل از اینکه چیزی رو بخوای اون چیز نابود میشه !

وقتی همهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باهات قهرند!

وقتی نفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرین شده ای !

چه دلیلی داره که ارزوییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داشته باشی؟

چه دلیلی داره چیزی رو دوستـــــــــــــــــــ داشته باشی ؟

چه دلیلی داره به زندگیــــــــــــــــــــــ ادامه بدی؟
دلـــــــــــــــم تنگهــــــــــــــ....

وقتی نمیدونی تو دلت چی میگذره !

وقتی نمیدونی از این دنیای لعنتی چی میخوای!

وقتی قبل از اینکه چیزی رو بخوای اون چیز نابود میشه !

وقتی همهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باهات قهرند!

وقتی نفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرین شده ای !

چه دلیلی داره که ارزوییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داشته باشی؟

 چه دلیلی داره چیزی رو دوستـــــــــــــــــــ داشته باشی ؟

چه دلیلی داره به زندگیــــــــــــــــــــــ ادامه بدی؟

خیالی نیست


خیالی نیست
خیانت کن !
تا هر آنجایی که می توانی
لب بر لب هوس بگذار
همبسترِ تیغ ها شو !
خیانت کن !
به زودی
آبستن خنجری میشوی
که
ابتدا
از درون
خودت را خواهد درید ...
خیالی نیست
خیانت کن !
تا هر آنجایی که می توانی 
لب بر لب هوس بگذار
همبسترِ تیغ ها شو !
خیانت کن !
به زودی 
آبستن خنجری میشوی 
که 
ابتدا 
از درون 
خودت را خواهد درید ...

يه دوشِ آبِ گــــرم ...


يه دوشِ آبِ گــــرم ...
یه لباسِ راحـــــت ...
یه چـــای تازه دم ...
یه موسیـــقی ملایــــم ...
به درک که خیـــلی از مشــــکلات حل نمیشه ..!

یه دوشِ آبِ گــــرم ...
یه لباسِ راحـــــت ...
یه چـــای تازه دم ...
یه موسیـــقی ملایــــم ...
به درک که خیـــلی از مشــــکلات حل نمیشه ..!

فرسنگ ها دور تر


فرسنگ ها دور تر از اینجا
♦ چشم هایم را میبندم ♦

کور بودن را

به دیدنِ جایِ خالیت

ترجیـح میدهم...
فرسنگ ها دور تر از اینجا
♦ چشم هایم را میبندم ♦

کور بودن را

به دیدنِ جایِ خالیت

ترجیـح میدهم...

دلم ...



 

برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم میگویم: «غصه نخور، میگذرد…»
برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی…»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا…
دلم، از دست من خسته است.

بوی صبح می‌دهی،


بوی صبح می‌دهی،
و گنجشک‌ها
در خنده‌هایت پرواز می‌کنند.
حسودی‌ام می‌شود
به خیابان‌ها و درخت‌هایی،
که هر صبح
بدرقه‌ات می‌کنند...
حسودی‌ام می‌شود
به شعرها و ترانه‌هایی که می‌خوانی
- خوشا به حال کلماتی،
که در ذهن تو زیست می‌کنند!-
دلم می‌خواهد
یک‌بار دیگر
شعر را
خیابان را
تمام شهر را،
با کودک مهربان دست‌هایت
از اول،
قدم بزنم...
بوی صبح می‌دهی،
و گنجشک‌ها
در خنده‌هایت پرواز می‌کنند.
حسودی‌ام می‌شود
به خیابان‌ها و درخت‌هایی،
که هر صبح
بدرقه‌ات می‌کنند...
حسودی‌ام می‌شود
به شعرها و ترانه‌هایی که می‌خوانی
- خوشا به حال کلماتی،
که در ذهن تو زیست می‌کنند!-
دلم می‌خواهد
یک‌بار دیگر
شعر را
خیابان را
تمام شهر را،
با کودک مهربان دست‌هایت
از اول،
قدم بزنم...

میدانی....


میدانی....

میدانی چه حرفهایی میان این چند نقطه چین است...

میدانی؟؟

اگر توان گفتنش را داشتم....اگر این چند سال را برایت میگفتم....

اگر حرف میزدم....اگر میدانستی قلبم چگونه برایت میتپد...

برایت میخوابد.... بیدار میشود......

بی شک.....

بی شک لحظه ای بدون من تاب نمی آوردی..............

بـــرای آن همــه


بـــرای آن همــه احســـاس عاشقــانه ی مـــن
سکـــــــــــــوت ...

حـــرف قشنگـــی نبـــود

گاهی نیاز داریم


گاهی نیاز داریم

بی خیال شویم ،

بی خیال گذشته ،

بی خیال اینده ،

بی خیال احساس ،بی خیال اگر ها و شاید ها ..

گاهی لازم است بگوییم ..

ایمانِ قوی دارم


ایمانِ قوی دارم
که شیطان هم تسبیح گوی می شود
وقتی دو کس در قبلۀ آغوش هم
عشق را
با خلوص، راز و ... نــیاز می کنند...
ایمانِ قوی دارم 
که شیطان هم تسبیح گوی می شود 
وقتی دو کس در قبلۀ آغوش هم 
عشق را 
با خلوص، راز و ... نــیاز می کنند...

کاش می شد

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!

کاش در باور هر روزه ی مان

جای تردید نمایان می شد

و سوالی که "چرا سنگ شدیم

و چرا خاطر دریایی مان خشکیده است؟ "
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!


کاش در باور هر روزه ی مان


جای تردید نمایان می شد


و سوالی که

من غرورم را


من غرورم را به راحتی به دست نیاورده ام
که هر وقت دلت خواست خردش کنی…!!!

غرور من اگر بشکند…

با تیکه هایش شاهرگ زندگی تو را نیز خواهد زد…

او که هست؛


او که هست؛
لحظاتی هست ؛ که تو شاید رمانتیکِ فانتزی اش را برای خودتان ساخته باشی.
ازهمان هایی که همیشه نمیتوانی داشته باشی اش.
او که باشد ، همه اش را می بخشی به او.
همه ی همه اش را می ریزی به پایش.
مست می شوی ، محو می شوی ؛ انگار یکی می شوید...

بین خودمون بمونه

بین خودمون بمونه
روی تو تعصب دارم
ادعایـــــــــﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ
نمی گم ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ..
ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺷﮕلتر ﺍﺯ ﺗﻮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ..
نمی گم خیلی خوشتیپی ..
چون خوش تیپ تر از تو زیاده ..
ﻧﻤﯽﮔﻢ ﺧﯿـــﻠﯽ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ..
ﭼﻮﻥ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ..
ﻧﻤﯽ ﮔﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﺮﯾـــﻦ ﺯﺑﻮﻧﯽ ..
ﭼﻮﻥ ﭼﺮﺏ ﺯﺑﻮﻥ ﺗﺮ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺻﺤﺒﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ تو زیاده...
ولـــــﯽ ..
ﻣﯽ ﮔﻢ : ﺗﻮ ﻫـــﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻬــــــــﺘﺮﯾﻨﯽ
بین خودمون بمونه
روی تو تعصب دارم
ادعایـــــــــﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ
نمی گم ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ..
ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺷﮕلتر ﺍﺯ ﺗﻮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ..
نمی گم خیلی خوشتیپی ..
چون خوش تیپ تر از تو زیاده ..
ﻧﻤﯽﮔﻢ ﺧﯿـــﻠﯽ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ..
ﭼﻮﻥ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ..
ﻧﻤﯽ ﮔﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﺮﯾـــﻦ ﺯﺑﻮﻧﯽ ..
ﭼﻮﻥ ﭼﺮﺏ ﺯﺑﻮﻥ ﺗﺮ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺻﺤﺒﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ تو زیاده...
ولـــــﯽ ..
ﻣﯽ ﮔﻢ : ﺗﻮ ﻫـــﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻬــــــــﺘﺮﯾﻨﯽ

ديوانه امـ ميخـوانيـد


ديوانه امـ ميخـوانيـد
گاهــــي که از سـر بغـضـــ
گريـــه ميکنمــــ
مجنـونـمـــ ميخوانيــد
اي جـــماعـــــــت!
سازهايـــتــــان را کــــوکـــــ کنـــــيد
تا به هر سـازي که شــما ميخواهــيد برقصمــــــ…
ديوانه امـ ميخـوانيـد
گاهــــي که از سـر بغـضـــ
گريـــه ميکنمــــ
مجنـونـمـــ ميخوانيــد
اي جـــماعـــــــت!
سازهايـــتــــان را کــــوکـــــ کنـــــيد
تا به هر سـازي که شــما ميخواهــيد برقصمــــــ…

نترس عشق من!


نترس عشق من!
برو...!
نگران هیچ چیزم نباش!
من به هیچکس نخواهم گفت که "مردانه پای همه ی نامردی هایت ایستادم"!!!
نترس عشق من!
برو...!
نگران هیچ چیزم نباش!
من به هیچکس نخواهم گفت که

سرفه می کنم ،


سرفه می کنم ، بیرون نمی پرد .. سکوت بدی در گلویم نشسته

این روزها دلم که می گیرد

نگرانت می شوم

و می دانم اینهمه ابر را

برای قشنگی گوشه ی آسمان نگذاشته اند…
سرفه می کنم ، بیرون نمی پرد .. سکوت بدی در گلویم نشسته

این روزها دلم که می گیرد 

نگرانت می شوم 

و می دانم اینهمه ابر را 

برای قشنگی گوشه ی آسمان نگذاشته اند…