قصه ناتمام رفاقت...

 

اون آدمایی که ادعای رفیق بازیو رفاقت میکنن باید بدونن که حکم رفاقت اینه...

اون انتهای انتهاش یعنی این...

یعنی اینکه جونتو واسه رفیقت بدی...

اون آدمایی ادعاشون رو تریلی ۱۸ چرخ هم نمیتونه بکشه ولی پاش که میوفته تو اوج سختی و مشکلات به جای اینکه درکمون کنن...! ترکمون میکنن....

رفیقای فراموشکار...

رفیقایی که پشتم حرف زدن...

رفیقایی که به ظاهر رفیق بودن ولی در باطن از صدتا دشمن هم بدتر بودن....

رفیقایی که منو واسه خودم نمیخواستن....

رفیقایی که منو به خاطر دختر فروختن....

حتی به خاطر پول....

بابا به مولا دشمن آدم تو روی آدم وا میسته حرفشو میزنه سرشو میگیره بالا بهت ثابت میکنه که دشمنته...ولی شما که دم از رفیق بودن میزدید...!!!!!!!!!!!

عیبی نداره.....

به سلامتی رفیقم تنهایی که هیچوقت تنهام نذاشت.....

به سلامتی این روزهای در به دری....

به سلامتی غم که ازش نمیشه کم...

به سلامتی فیلمای قدیمی که رفاقت و مردونگی یاد میداد...

نه فیلمای الان که همش دروغگویی و دزدی و نا رفیقی یاد میده....

به سلامتی معرفت که مثل رفاقت فقط یه اسم نه یه رسم...

به سلامتی هرکی خوردم رفت پس میخورم به سلامتی غم شاید اونم رفت...

اینم میخورم به سلامتی:

همه اونایی که سرشونو میدن تا رفیقشون سرگرم و خوش باشه...

و به افتخار همه اونایی که مردن تا رفیقشون زنده بمونه.....

 

هیچکس منو دوست نداره

هیچکس منو دوست نداره


وقتی یه آدم میگه

هیچکس منو دوست نداره ،

منظورش از هیچکس

یک نفر بیشتر نیست . . .

همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !

" باغبان "


شعر و متن عاشقانه sms-jok.ir

این عشق برای من هیچ نداشت

اما....

گلهای بالشم را " باغبان " خوبی بود

اشک های هر شب من...!!!

«دوستت دارم .»


عشق و دوست داشتن

نترس، نگرانی برای چه، خجالت دیگر چرا، خیالت راحت پررو نمی ‌شود، تو كه اصلا كوچك نمی ‌شوی، تازه آنقدر بزرگ می‌ شوی كه نگو، با خودت روراست باش، قلبت مال اوست، فكر و ذهنت هم همین طور، یك ساعت كه نمی ‌بینی ‌اش دلت برایش تنگ می ‌شود، آخر او آدم خوبی است. مهربان، وفادار،‌اهل زندگی با گذشتی كه مثال زدنی است. ولی زبانت نمی ‌چرخد مثل این كه گویی سربی به پایش بسته‌ اند. وقتی می‌ خواهی تمام احساست را یك جا جمع كنی و آن را مثل بمب محبت بر سرش بریزی، عرق سرد بر پیشانی ‌ات می ‌نشیند و دو دل می‌ شوی كه بگویی یا نه.  تردید نكن. یك نفس عمیق بكش و هرچه غرور و ترس و خجالت است را دور بریز و بگو:«دوستت دارم .»

معما





  نتونستی با من بمونی اخه قلبت بی وفا بود

نتونستم که بدونم راه تو از من جدا بود

اشکم را تو در اوردی دلما ساده شکستی

قلبم که عاشقت بود دلت را به کی تو بستی

من جونم را میدادم تا بگی با من تو هستی

پس چرا مهربونم عشقت را از من گسستی

حالا دیگه جون ندارم که حتی نفس  بگیرم

دل من میخواد عزیزم پیش چشم تو بمیرم

حالا من تنها و خسته شدم اینجا توی دنیا

نمی دونم چرا رفتی این شده واسم معما

تو نگفتی چرا میری چرا از من اخه سیری

دستما رها تو کردی ساده ساده داری میری

تو منا هرگز نخواستی اما مردم از اسیری

دل من جون بود اما حالا هست تو سن پیری

برگرد



شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی

تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا كردم

نمیدانم چرا رفتی؟

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!

حس میکنم

حس میکنم
دنیا خالیست
مگر تو چند نفر بودی ؟
لعنتــــــــــی ....

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

باران من........

سکوتِ من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود ...
من اگر راضی باشم
با شادی میخندم !
سکوت نمی کنم...


حرف آخر
نامت
هر چه هست باشد
من ...
باران صدایت می زنم !
... ... ... ... ...
آخر ...
سالهاست در دلم
خشک سالیست...براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

عید بی تو...

دلم خیلی گرفته خدا جوووووونم میدونم که میدونی چمه !!! میدونی چه بغض سنگینی رو دلمه و دارم میسوزم. خدای مهربونم این همه آدم افریدی چرا حتی یه نفر نیست که دلمو بهش خوش کنم . نمیخوام شکایت کنم اخه خودم خوب میدونم بنده خوبی واست نبودم اما تو که خیلی بزرگی دستمو بگیر 
خدایا تو بی کسیام غرق شدم اونیم که باید ببینه نمی بینه. خدای بی همتا مخلوقات بهم توجه نمیکنن من فقط تو رو دارم اگه تو هم بهم نگاه نکنی وااای به حالم.
این سال هم با تمام بدی ها و خاطرات تلخش داره میره و از توش عزیزمو برده... بابا 
بابای مهربون اگه از احوالات ریحانت میپرسی ملالی نیست جز دوری دستان پر مهرت نشنیدن صدات چی بگم اخه بابا تو که از تو اسمونا همه چیزو میبینی میبینی تو دلم چه خبره میبینی بعد تو حال چطوره...
بابا دوست ندارم عید شه عیدی که تو توش نیستی میخوام نباشه
خیلی واسم سخته لحظه سال تحویل جای خالیتو سر سفره ببینم سخته کسی نباشه مثه هر سال بهمون عیدی بده 
بابا دلم برات تنگ شده خیلی زیاد میشنوی زیاد دیگه نمیتونم بنویسم
دوست دارم بابا جوووونم

چه کاری با دلم کردی

t2xaspsvmbuukkuqjr67.gif

چه کاری با دلم کردی که از دنیا دیگه سیرم
که دائم بغضه تو سینم، دارم این گوشه می میرم
یهو چی شد که دل کندی، بگو چی شد که رنجیدی
چطوری عاشقم بودی، که اشک هام و نمی دیدی

یه چیزی خوب بگو دیگه، چرا ساکت شدی بازم
دارم داغون می شم آما.. نمی فهمی گل نازم
ببین عکس هارو آوردم، ببینی بلکه برگردی
چرا بی معرفت آخه، تو اینجوری باهام سردی

چقدر بی رحمه با قلبم، خدایا مردم از غصه
دارم دق می کنم اما، ازم حالی نمی پرسه
چه جوری می تونی بد شی، بری و بی خیالم شی
یه حسی تو دلم میگه، یه روزی عاشقم میشی
 

میترسم تنهام بذاری


صفرکردم که از یادم بری دیدم نمیشه

  سفر کردم که از عشقت جدا شم  .....  دلم می خواست دگر عاشق نباشم

  ولی عشقت تو قلبم مونده ای وايی  .....  دل ديونم سوزنده ای وايی

  هنوزم عاشقم دنيای دردم  .....  مثل پروانه ها دورت می گردم

  سفر کردم که از يادم بری ديدم نميشه  ...   آخ عشق يه عاشق با نديدن کم نميشه

  غم دور از تو موندن يه بی بال و پرم کرد  ...  نرفت از ياد من عشق  سفر عاشقترم کرد

  هنوز پيش مرگتم من. بميرم تا نميری  ...  خوشم با حاطراتت اينو از من نگيری

  دلم از ابر و بارون بجز اسم تو نشنيد  ...  تو مهتاب شبونه فقط چشمام تورو ديد

  نشو با من غريبه  مثل نا مهربونها  ...  بلا گردون چشمات زمين و آسمانها 

  می خوام برگردم اما می ترسم  .....  بگی حرفی نداری. بگی عشقی نمونده

  می ترسم بری تنهام بذاری  .....  بری تنهام بذاری

عکس های منتخب

Image By salijoon.ws

Image By salijoon.ws

S A L I J O O N

باران را در

باران را در آغوش می گیرم

و خودم را غرق در رویای بدون تو بودن می کنم

تو با آغوشی باز...

با آغوشی پر از نفس های پاییزی

به استقبالم می آیی...

و مرا تنگ در آغوشت می گیری

و یک نفس عمیق تو کافیست

برای دوباره جان دادنم در هوای بودنت...
 

Image By salijoon.ws

زندگی باید کرد

 

S A L I J O O N

زندگی باید کرد !
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری  سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم ............
روزگارت آرام ........

یک لحظه ...

 

S A L I J O O N
یک لحظه ... زندگی تو از دست می رود

وقتی کسی که هستی تو هست می رود


شاید که اندکی بنشیند کنار تو

اما کسی که بار ِ سفر بست می رود


آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش

چون طفلی از کنار تو با دست می رود


رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود


S A L I J O O N