برگرد
شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا كردم
نمیدانم چرا رفتی؟
هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 10:29 توسط مجتبی
|
من مجتبي اهل خرم اباد محله زيد بن علي بنام در اقا واصليتم لر