رفتم مرا ببخش
رفتم مرا ببخش و نگو کاو وفا نداشت...
راهی به جز گریز برایم نمانده بود...
آن عشق آتشین پر از درد بی امید....
در وادی جنونم کشانده بود......

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:29 توسط مجتبی
|
رفتم مرا ببخش و نگو کاو وفا نداشت...
راهی به جز گریز برایم نمانده بود...
آن عشق آتشین پر از درد بی امید....
در وادی جنونم کشانده بود......

من مجتبي اهل خرم اباد محله زيد بن علي بنام در اقا واصليتم لر